شهر توريستي سرعين در 25 كيلومتري جنوب غربي اردبيل و در جنوب شرقي دامنه كوه سبلان واقع شده است.
این شهر که به شهر
چشمه های جوشان معروف است دارای چشمه های آبگرم متعددی است. این روستاها از لحاظ تاریخی وجغرافیایی از روستاهای بسیار
قدیم هستند. روستاهای کهریز یا گازوران که با نام گازیر معروف است درچندین تاریخ معتبری هم چون معجم البلدان و در تاریخ
جهانگشای نادری از آن یاد شده است آثار تاریخی روستای کردده و دیگر روستاهای یاد شده سنگ قبرهای تاریخی نوشته به خطهای
گوناگون چشم بیننده را در حیرت می گذارد. ساختمان امام زاده کنزق یا کنزه ک ومسجد قدیمی علیداشی وقصر بزرگ وریناب وهزاران آثار
باستانی این مناطق در وقوع زلزله اخیر به کلی ویران و از بین رفته است . پيشنه تاريخي شهرستان سرعين
سرعين در فرهنگ لغت فارسي به معني سرچشمه ميباشد. در ادوار گذشته از اين منطقه به نامهاي ساريقيه، سارقين،
سرائين،سرقين ياد شده است.
گذشتة سرعين
سرعين و مناطق حوالي آن به سبب موقعيت جغرافيايي و ويژگيهاي طبيعي و اقليمي
آن همواره مورد توجه انسانها و حكام ادوار گذشته بوده است. تاريخ اين منطقه جدا از تاريخ آذربايجان بخصوص اردبيل نميباشد. با توجه به
ناميده شدن قسمتي از آذربايجان بخصوص شرق آن به نام زيكرتو (سنگكن) و ساگارتي (ساكنان سرزمين غارهاي سنگي) در دورة مادها
و هخامنشي در هزاره اول قبل از ميلاد با توجه به انبوه دهكدهها و معابد و منازل زيرزميني كنده شده در دل صخرهها و تپههاي باقيمانده
از آن دوران بيانگر اين است كه اين منطقه بخش وسيعي از سرزمين زيكرتو يا ساگارتي اشاره شده در سنگ نوشته و كتيبههاي دوران
هخامنشي و آثار مورخين ميباشد.
در دوره ساسانيان نيز آذربايجان دوكرسي به بنام اردبيل و گنزق داشته است. مردمان آن زمان بر
اساس اعتقادات خود معابد و آتشكدههائي در مناطق مورد توجه خود ميساختند. معابد آناهيتا و آتشكده آذر فريق باقيمانده از آن دوران
نشان دهنده اهميت اين منطقه در نزد آنها ميباشد، به طوري كه معبد آناهيتا ساليان سال محل عبادت و رياضت مغها و موبدان زرتشتي بوده است و اين معبد و حوالي آن به نام ساريقيه ييلاق و آسايشگاه تابستاني حكام ساساني بوده است.
بعد از هجوم اعراب به
آذربايجان و سقوط امپراتوري ساساني ساريقيه و اهميت معابد و آتشكدههاي آن رفته رفته در اذهان مردم كمرنگتر شده، هر چند مقاومتهائي از طرف مردم حوالي سبلان در مقابل اعراب صورت گرفته كه يكي از آنها بابك خرمدين كه در طول 22 سال مبارزه با اعراب
قسمتهاي زيادي از آذربايجان بخصوص حوالي سبلان را از تعرض اعراب مصون نگاه داشت.
بقاياي آثار مربوط به دورههاي سلجوقي،
ايلخاني، قراقويونلوها، و آققويونلوها نشانههائي از آن حكومتها بر اين سرزمين ميباشد. اما سرعين و حوالي آن از مناطق مورد توجه
خاندان صفوي بوده است. احداث بناها و آرامگاهي بر روي قبور امامزادهها و چلهخانه گنزق، اراضي وقفي روستاهاي گنزق و ويند
كلخوران نشان از اهميت اين منطقه در نزد آن خاندان بوده است.
درتاريخ معجم البلدان نيز از اطراف اردبيل و سبلان از آبگرمها گرفته تا
درهاي به نام ساريدره در شمال ساري قيه (سرعين كنوني) يادشده است.
در دورهاي از تاريخ ساريقيه و معبد آن به دليل قرار گرفتن در
مسير جاده ابريشم (ايپك يولي) مورد استفاده سارقين و راهزنان جهت اختفاء و انبار مواد غذائي و غنائم مورد استفاده قرارميگرفته
است تا اينكه اين دسته، به دست افراد نادر شاه گرفتار شده و از بين برده ميشوند. در ايندوره«سارقين» به «سرقين» تغيير نام يافته و به
همين اسم در اسناد و مدارك و منابع از آن ياد شده است.
تا نيم قرن اخير سرقين (سرعين) به صورت دهي از توابع روستاي ارديموسي بوده است. بعد از دهة دوم تاريخ معاصر به خاطر وجود آبگرمهاي معدني مورد توجه قرار گرفته و نام سرقين به سرعين تبديل ميشود. در
اين دوره سرعين به صورت دهي توسط كدخدا كه بر طبق استشهاد محلي و با نظارت ژاندارمري انتخاب شده و به تاييد فرمانداري اردبيل
ميرسید، اداره ميشده است.
شروع حياط شهري سرعين از اواخر دهة چهل با انتخاب شهردار و احداث خيابانها و مسافرخانهها آغاز
شده و امروزه به صورت شهري سياحتي كانون توجه جهانگردان و ايرانگردان بشمار ميرود.
|